ج. يهود
1. اسپانيا
يوسفبن اسحاقبن وَقَر
يوسفبن اسحاقبن وَقَر اشبيلي. منجم يهودي اندلسي، كه در حدود 1357ـ 1396 در اشبيليه و طليطله برآمد.
در سالهاي 1357ـ 1358 زيجي به زبان عربي براي سالهاي 720ـ840 ه ق/ 1320ـ1440م براساس نصفالنهار طليطله تنظيم كرد كه خيلي كوتاهتر از زيج متداولتر ابنكَمّاد بود (
¿يادداشت بعدي). در سالهاي 1395ـ 1396 خودش اين زيج را به عبري ترجمه كرد. هر دو تحرير (عربي و عبري) داراي مقدمهاي است در بيان استخراج و طرز استفاده از اين زيجها و اصطلاحات فني.
يكي ديگر از افراد همان خاندان وقر را از طريق يك نسخهٴ خطي عربي در كتابخانهٴ اسكوريال ميشناسيم، كه مجموعهاي است از احكام نجوم پزشكي حاوي يازده عنوان، كه پنجمي تلخيصي از قانون ابنسينا (يازدهم ـ1) و يازدهمي منتخباتي از حاوي رازي (نهم ـ2) توسط وزيري به نام ابوالحسن يهودا بن ابي اسحاقبن استِلجا(؟) است. اين دو متن را يهودا بن سليمانبن وقر اسرائيلي در وادي الحجارهٴ كاستيل در سالهاي 1333(؟) و 1387 استنساخ كرده است.
يادداشتي در باب ابنكَمّاد
به احتمال زياد او ابوالعباس (؟) احمدبن يوسفبن كَمّاد1 منجم اندلسي يا مغربي است كه زيجي بر اساس
زيج زرقالي (يازدهم ـ2) تأليف كرد. از آن جهت در جلد 2 از وي ذكري نكردم كه زمان زندگياش كاملاً نامعلوم است؛ تمام آنچه ميتوان گفت اين است كه بعد از زرقالي و پيش از حسنبن علي مراكشي (سيزدهم ـ1)بوده، زيرا مراكشي از وي نام برده؛ تاريخ وفات زرقالي حدود 1087 و تاريخ وفات مراكشي حدود 1262 بوده است.
او سه زيج تأليف كرد: 1) الكَوْر علي الدَوْر؛ 2) اﻷٴمَد علي اﻷٴبد؛ 3)
المُقْتَبَس. احتمالاً وجه تسميهٴ آن اين است كه از دو زيج ديگر اقتباس شده است. او كتابي هم در اخترگويي نوشت به نام
مفتاحالاسرار.
ابنخلدون از ابنكمّاد نام برده، ولي حاجي خليفه او را با ابوالعباس (؟) احمدبن عليبن اسحاق تميمي تونسي اشتباه كرده است. اين ابناسحاق كه در نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم ميزيسته،